X
تبلیغات
رایتل
یکی بود!
تعداد بازدیدکنندگان : 326291

به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودت
آرشیو
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390

هله هش دار که در شهر دو سه طرارندکه به تدبیر کلاه از سر مه بردارند
دو سه رندند که هشیاردل و سرمستندکه فلک را به یکی عربده در چرخ آرند
سردهانند که تا سر ندهی سر ندهندساقیانند که انگور نمی‌افشارند
یار آن صورت غیبند که جان طالب اوستهمچو چشم خوش او خیره کش و بیمارند
صورتی‌اند ولی دشمن صورت‌هاانددر جهانند ولی از دو جهان بیزارند
همچو شیران بدرانند و به لب می‌خندنددشمن همدگرند و به حقیقت یارند
خرفروشانه یکی با دگری در جنگندلیک چون وانگری متفق یک کارند
همچو خورشید همه روز نظر می‌بخشندمثل ماه و ستاره همه شب سیارند
گر به کف خاک بگیرند زر سرخ شودروز گندم دروند ار چه به شب جو کارند
دلبرانند که دل بر ندهد بی‌برشانسرورانند که بیرون ز سر و دستارند
شکرانند که در معده نگردند ترششاکرانند و از آن یار چه برخوردارند
مردمی کن برو از خدمتشان مردم شوزانک این مردم دیگر همه مردم خوارند
بس کن و بیش مگو گر چه دهان پرسخنستزانک این حرف و دم و قافیه هم اغیارند


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها