نظرات 18 + ارسال نظر
[ بدون نام ] پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 12:48 ب.ظ

آقا امین... این اشکال از تو اه کاملا... نمی دونم ویندوزتو عوض کردی یا چی شده... Encoding ت Arabic (windows) شده مثل اولای مصطفی... ولی باید یه کاری بکنی که Unicode ببینی و بنویسی.... برای درست کردنش از توی منوی View ٬ Encoding رو Unicode کن یا تو صفحه نظرات که میای کلیک راست کن و از اونجا Encoding رو Unicode کن تا هم درست ببینی هم درست تایپ کنی که بقیه ببینن.

علی پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 01:56 ب.ظ http://www.aliweblog.com

دیدی پس ما اصلا پرت نمیگیم! با این همه کار به قول دوستان باید هممونو میبردی سفر خارج اما ما رضایت میدیم و به همین ۱۴ شب رستوران قانعیم:)

مصطفی پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 05:36 ب.ظ http://mocmousavi.persianblog.com

شماره ۱۸ رو سال دیگه اینجوری بنویس
۱۸ . ۱۸ تیر سال گذشته ۱۸ نفر را به رستوران برد و غذا داد
قشنگ تر هم میشه نه!!!

نه!

مهرانی پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 07:11 ب.ظ http://mehranweblog.blogsky.com/

چی چیو.....نه...... یا به زبون خوش شام میدی...... یا همموئ میریزیم سرت...... تمام مدارکی رو که گرفتی ....... میکوبیم توی مخت....... ( هر چی هم که فول کانتکت بلد باشی........ کارساز نیست....... ).حالا نهایتش اینه که هممون ازت کتک میخوریم....... ولی تلاشمونو که کردیم............

مهرانی پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 07:13 ب.ظ http://mehranweblog.blogsky.com/

در اینجا جای داره ...... که در ادامه ی مطلب قبلی یک عدد دهن کجی هم انجام شود..... که به علت کمبود تکنولوژی نمیشه....... و من مجورم بنویسمش...... ( از اون دهن کجی هایی که بچه تقسا..... میکنن ... بعدشم در میرن.)

سایه پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 07:19 ب.ظ

migama............ behtare dar morede raah oftaadanet dar 2 saalegi kami tajdide nazar koni, yaa az maamaanet bepors, fekr nemikoni kami dir raah oftaadi?

مصطفی پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 08:02 ب.ظ http://mocmousavi.persianblog.com

نگمه !!!!!

گلناز پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 08:47 ب.ظ

خوب آفرین
ولی دلیل نمیشه...!!!

امین پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 09:19 ب.ظ http://pilotkhaki.blogsky.com

سلام حالا دیدن امیرمسعود باید 20 شبانه روز باید شام و ناهار و صبونه بده ؟
میخواین امیرمسعود رو در مقایسه با یه جوون هم سنن خودش ببینین ؟


این بچه وقتی به دنیا اومد 5.5 کیلو وزنش بود ... حرف زدن رو 3 سالگیش ثبت کردن .
دندوانش هم تو 4 سالگی کامل شد که در این زمان همش خراب بود و قبل از موعد ریخت
راه رفتنشو 3.5 سالگی نوشتن
وقتی راه افتاد تنها کاری که میکرد زدن دیگران بود ... دختر خاله ش که 2 سال از اون بزرگتر بود هر وقت میمود خونه شون
یه بلایی سرش میومد ... یه دختر خالهء دیگش که دستشو شکست ....کلاس زیمناستیک که میرفت 7 ساله بود ... همش دودر بود
به بهونه اب و دستشویی اصلا سر کلاس نمیرفت ... یه دفعه هم جفتک وارو زد که گردنش رگ به رگ شد ...
بعد فرستادنش کلاس شنا ... به جز سر بقیه رو زیر اب کردن و سر خوردن دیگه چیزی یاد نگرفت...
ادامه دارد ....

امین پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 09:19 ب.ظ http://pilotkhaki.blogsky.com

بعد در همین اوضاع و احوال بود که به همراه خونواده ش حتی به همین افغانستان هم سفر نکرد... و از این سفر عکسهای زیادی
به یادگار نمونده ... البته شابدولعزیم رفت که یه عکاس هم اونجا بود و عکس گرفت ازشون ... و اون هنوز اون عکس رو به عنوان تنها سفر خارجیش به یادگار نگه داشته ...
مدرسه رفت شاگرد اول بود اما انظباطش همیشه تجدید بود ... کلاس دوم دست یکی از کلاس پنجمیا و سر یکی از همکلاسیهای خودشو در درگیریهای خیابونی شکست و این باعث اخراج وی از مدرسه شد .
راهنمایی که رفت فرستادنش کلاس زبان انگلیسی و به جز این جمله چیزی دستگیرش نشد :
I am a boooooooooook
دبیرستان که بود اصلا موفق به دریاقت گواهینامه
MCSE
نشد ...
برای کنکور هر گوسفندی (بلا نسبت همه )رو اون همه کلاس میفرستادند می تونست که دانشگاه قبول بشه ...

خالا امیرمسعود تو نمیخوای به شکرانه این همه نعمت که خدا بهت داده به ما شام بدی .... همش 20 رووز
ببین بقیه رو در مقایسه با خودت !؟

امین پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 09:20 ب.ظ http://pilotkhaki.blogsky.com

درمورد میخی
سلام مسعود جان ببین من کاملا گیج شدم ... اولا ببین فقط در مورد coments
مشکل دارم ... مگه توی صفحه weblog متنها با همین روش کد نمی شن ؟
پس چرا در مورد اونا این مشکل رو ندارم ...
ثانیا ببین وقتی که خطا میخیه ... بعضیاشون میخیه ... بعضیاشون درسته
بعضی وقتا متنهای خودمو هم نمیتونم بخونم ... من که setting رو عوض نکردم؟
بعد وقتی که coding رو می زارم روی Unicode بعضی از خطا درست میشه بعضیای
دیگه خراب میشه ...اون وقت که coding رو میزارم روی win Arabic اونایی که خراب بودن درست میشن و اونایی که درست بودن خراب میشن ...؟!!!!!!!!!!!!!!

لطفا یه نفر به من توضیح بده که Unicode جیه و مشکلاتشو هم بگه .... من تصور میکنم شاید مشکل از ویندوز باشه ... باگگگگگگگگ .... چون توی word xp and 2000از این مشکلها به وفور وجود داره ... مثلا اینکه من توی ورد 2000 ... اعدادم وقتی که خط عربی میشه انگیلیسی میمونه ... و من هرکاریش کردم درست نشد و مجبور شدم که برای اعداد فارسی از روی Simbols—short cut درست کنم
ببینین الان بالا ورد 2000 اما با استفاده از symbols میشه ورد ٢٠٠٠ ....!!!!!!
ولی وقتی همین office روی یه کامپیوتر دیگه install کردم مشکل نداشت ....
درمورد حرف ((ژ)) هم همین مشکل وجود داره ....
ای بیل گیتس ... نمیدونم بگم خدا لعنتت کنه .. یا بیامرزتت
نه خدا بیامرزتت ... واقعا به جامعه بشریت داره خدمت میکنه ... مثلا همین win2000
چقده مشکل نتورکینک رو حل کرد .... دعا میکنم که آدام شو ....

ساناز پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 10:04 ب.ظ http://www.frosty-sun.com

مثلا ۱۷ تا نوشتی که ما از ۲۰ شب شام به ۱۷ شب راضی شیم؟!؟!؟!؟!؟! فکر کردی آق مسعود!! ما از همون اول set شدیم رو ۲۰ شب شام!! ۳ شب رو هم اصلا امکان نداره تخفیف بدیم!! خودم برات ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ ش رو پیدا میکنم :)

نوشین پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 10:28 ب.ظ

حالا واسه اینکه از خجالت همه در بیای و جبران کنی میخوای شام بدی ؟! ت

نوشین پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 10:31 ب.ظ

چون -ت- شکل :) بود استفاده شده ، هدف دیگه ای نداشتم !‌

علی پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 10:36 ب.ظ http://www.aliweblog.com

مسعووووووووود!!!
حواست باشه! کار داره به جاهای باریک میکشه! توصیه رو از قدیمی ترین دوستت داشته باش! شام و بده و قال و بکن!!!!
ممکنه خطر جونی هم برات داشته باشه ها! خبر دارم که اگر شاک ندی قصد ترورت رو دارن:( بعد جمع کشته های ۷ تیر به جای ۷۲ میشه ۷۳:((((
مسعود... نمیخوام جوون مرگ بشی:(((((
در یک کلمه! "با جونت بازی نکن"

عسل پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 11:56 ب.ظ

سلام ! امیدوارم که همگیتون خوب باشید...!؟ اول از همه این که من دفه اول که به وبلاگ شما میام....ولی چون خیلی جالب بود....همه رو از اول تا اخر خوندم.....خیییییییلیی جالب بود.....و جالب تر این که همه با هم دوستین....و باید بگم که اول دیدم ضایع ست که بخوام براتون چیزی بنویسم......ولی دیدم نمی شه....۱ ساعت وقت گذاشتم مطالب زیبا و جذاب شما رو خوندم...........در هر صورت برای تک تک شما ارزوی موفقیت دارم......خوش باشید.........به امید دیدار......

مصطفی جمعه 6 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 12:27 ق.ظ http://mocmousavi.persianblog.com

مسعود این عسل چاخان میکنه
تا زمانیکه شام ندی وبلاگتو میخوایم تحریم کنیم
تازه دنبال یه نفر میکردیم بیاد اینجا رو هک کنه!

بهاره جمعه 6 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 08:23 ق.ظ

Ey baabaa !!!
Ahaalie mohtarame !!! Khaanadehaa !!!
Ey baabaa !!!
Daad , havaar !!!
Aakhe in bandeye khoda chi kaar karde ke enghad zajr midinesh ?!!!
Shomaahaa hich fekr kardin in bandeye khoda age be hameye shomaahaa ye pofakam bekhaad bede baayad hessaabi zire gharzo ghoole bere ?!!!
In massoud javoone !!! Aayande daare, baraaye aayandasham pool laazem daare !!!
Restooran pas chera ?! Taaze oonam pitzaa ? Oon maale komoniste ya mofarrahe bidard !!! To age raast migi ke khodet bil bezan goja bekaar ke betooni picnic begiri , goja bokhori !! yaa hadde aghal panire tabriz , ke kheili khoshmazzas va baa chaay ham kheili khoobe .... vali chara restooran ?! Ey komonist, mage inja massoud mass'oole goshnegie toe ?! haan ?! ...

pas hame beshinan sare jaashoon , kasiam harf nazane taa massoud khodesh biaad .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد